قاپیدن
قاپیدن به معنای گرفتن یا ربودن چیزی بهطور ناگهانی و سریع است. این فعل معمولاً برای توصیف عملی به کار میرود که بدون هشدار یا اجازه انجام میشود و با حرکتی تند و ماهرانه همراه است. به عنوان مثال، اگر کسی به سرعت کیف یا وسیلهای را از دست فرد دیگری برباید، گفته میشود که آن را قاپیده است. این واژه بار معنایی منفی دارد و معمولاً برای اقداماتی دزدکی یا غیرمنتظره به کار میرود. قاپیدن میتواند در موقعیتهای مختلفی مانند دزدی، رقابت یا حتی بازیهای کودکانه مورد استفاده قرار گیرد. در ادبیات نیز گاهی از این واژه برای بیان حرکات سریع و غافلگیرکننده استفاده میشود. بهطور کلی، قاپیدن نشاندهنده عملی است که با سرعت، زیرکی و گاهی بیادبی همراه است.
مترادفها
ربودن، چنگ زدن، گرفتن
متضادها
دادن، بخشیدن، رها کردن
لغت نامه دهخدا
قاپیدن. [ دَ ] ( مص ) قاپ زدن.ربودن. ربودن به جلدی و چابکی. گرفتن چنانکه سگ پای درویش را، چنانکه لقمه و دیگر چیز را از دست کسی.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. ) نک قاپ زدن، ربودن.
فرهنگ عمید
ربودن به جلدی و چابکی، قاپ زدن، ربودن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ربودن بجلدی و چابکی: سگ استخوان را از دست او قاپید.
جمله سازی با قاپیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دزد با سرعت بسیار زیاد از میان جمعیت عبور کرد و در حالی که کسی متوجه او نشده بود، کیف دستی زن را از دست او قاپید.
💡 کودک با هیجان زیاد و با تمام توان، اسباببازی مورد علاقهاش را از میان دست برادر کوچکترش قاپید و به سمت گوشهای از اتاق دوید.
💡 او سعی داشت قبل از اینکه فرصت از دست برود، آخرین فرصتهای موجود برای کسب امتیاز در مسابقه را قاپیده و به پیروزی نهایی برسد.