قابل تحلیل
مترادفها
تجزیهپذیر، قابل تجزیه
متضادها
غیرقابل تحلیل
لغت نامه دهخدا
قابل تحلیل. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب ) تحلیلی. مقابل قابل ترکیب.
فرهنگ فارسی
تحلیلی مقابل ترکیب
جمله سازی با قابل تحلیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معنی و ریشه نام تنسی نامشخص است. برخی منابع بر این باورند که تغییر یافته چروکی با ریشه اصلی از زبان یوچی به محل ملاقات، رودخانه باد، یا رود با خم بزرگ میباشد. بر اساس نظر مردمشناس جیمز مونی کلمه قابل تحلیل نیست و معنی خود را از دست دادهاست.