قابل تحلیل

مترادف‌ها

تجزیه‌پذیر، قابل تجزیه

متضادها

غیرقابل تحلیل

لغت نامه دهخدا

قابل تحلیل. [ ب ِ ل ِ ت َ ] ( ص مرکب ) تحلیلی. مقابل قابل ترکیب.

فرهنگ فارسی

تحلیلی مقابل ترکیب

جمله سازی با قابل تحلیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 معنی و ریشه نام تنسی نامشخص است. برخی منابع بر این باورند که تغییر یافته چروکی با ریشه اصلی از زبان یوچی به محل ملاقات، رودخانه باد، یا رود با خم بزرگ می‌باشد. بر اساس نظر مردم‌شناس جیمز مونی کلمه قابل تحلیل نیست و معنی خود را از دست داده‌است.

💡 داده‌های به‌دست‌آمده از این آزمایش‌های علمی بسیار گسترده هستند و تنها با استفاده از نرم‌افزارهای پیشرفته می‌توان آن‌ها را به صورت دقیق و قابل تحلیل کرد.

💡 گزارش‌های اقتصادی که توسط کارشناسان برجسته تهیه شده‌اند، به دلیل دقت بالا، بسیار قابل تحلیل و استفاده برای سیاست‌گذاران ارشد کشور هستند.

💡 هر مسئله پیچیده‌ای در دنیای علم، اگر به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شود، به ساختاری منطقی تبدیل شده و برای پژوهشگران کاملاً قابل تحلیل خواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران