لغت نامه دهخدا
قابل خوردن. [ ب ِ ل ِ خوَرْ / خُر دَ ] ( ص مرکب ) قابل اکل. خوردنی.
قابل خوردن. [ ب ِ ل ِ خوَرْ / خُر دَ ] ( ص مرکب ) قابل اکل. خوردنی.
قابل اکل خوردنی
💡 درحالی که بعضی از خوراکها را میتوان به صورت خام و بدون ایجاد تغییری در آنها مصرف کرد، غذاهایی هم وجود دارند که برای این که طعمدار یا قابل خوردن باشند، باید تغییراتی در آنها ایجاد کرد.
💡 انگورفرنگی سفید اسپورت انگورفرنگی سرخ، از خانوادهٔ انگورفرنگی و بومی اروپا است. این انگورفرنگی بوتهای برگریز است که ارتفاع و پهنایش به یک متر میرسد و برگهایی شبیه به پنجه و میوه اش به شکل تودههایی کروی است که در تابستان قابل خوردن است. انگورفرنگی سفید از نظر طعم و رنگ که سفید مات است با انگورفرنگی سرخ متفاوت میباشد.