فسن

لغت نامه دهخدا

فسن. [ ف َ س َ ] ( اِ ) مخفف فسان است و آن سنگی باشدکه کارد و شمشیر را بدان تیز کنند. ( برهان ). حجرالمسن. ( فهرست مخزن الادویه ). فسان. رجوع به فسان شود.

فرهنگ عمید

= سان۴

فرهنگ فارسی

( اسم ) فسان افسان

جمله سازی با فسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحلقه زکمر بود در میان رمزی قبا حدیث فسن چست در میان انداخت

💡 تیغ زبانشان نتواند ببرید موی گر من فسن نسازم ازین سحر نابشان

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز