لغت نامه دهخدا
فراخ کرد. [ ف َ ک َ ] ( ص مرکب ) فراخ کرت. رجوع به فراخ کرت شود.
فراخ کرد. [ ف َ ک َ ] ( ص مرکب ) فراخ کرت. رجوع به فراخ کرت شود.
فراخ کرت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شه بر او خواند آفرین بسیار دست و بالش فراخ کرد به کار
💡 کان زمین و آسمان بس فراخ کرد از تنگی دلم را شاخ شاخ