غیبگویی
مترادفها
پیشگویی، آیندهگویی
لغت نامه دهخدا
غیبگویی. [ غ َ / غ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شخص غیبگو. خبر دادن از نهان. گفتن غیب. پیشگویی. رجوع به غَیب و غیبگو شود.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) خبر دادن از رازهای پنهان.
فرهنگ عمید
غیب گفتن، خبر دادن از اسرار و امور نهانی.
فرهنگ فارسی
حالت و عمل غیبگوی اخبار از مغیبات.
جمله سازی با غیبگویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آوریم و تومیم (عبری: האורים והתומים) یک وسیله است که مرتبط با افود و حوشن است. این وسیله برای غیبگویی و پیش بینی آینده بکار میرفت. در زمان معبد سلیمان لباس مخصوص کاهن اعظم افود دارای آوریم و تومیم بود.
💡 در متون باستانی و افسانههای قدیمی، غیبگویی یکی از عناصر اصلی داستانها بود که به شخصیتهای اصلی کمک میکرد تا از خطرات پیش رو باخبر شوند.
💡 بسیاری از مردم به دلیل عدم اطمینان از آینده، به دنبال غیبگویی از طریق فال یا ابزارهای مختلف میروند تا آرامش روانی خود را بازیابی کنند.
💡 علم مدرن و روشهای تجربی، جایگزین غیبگویی و پیشگوییهای بیپایه شدهاند و بر پایه شواهد و دادههای دقیق برای تحلیل آینده استوار هستند.