غرقه گه

لغت نامه دهخدا

غرقه گه. [ غ َ ق َ / ق ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف غرقه گاه. رجوع به غرقه گاه شود:
شنیدن را به جای نقطه درها آرم آویزه
اگر بیرون نهم زین غرقه گه همچون صدف پا را.درویش واله ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جای غرق شدن غرقه گاه.

جمله سازی با غرقه گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سواران به گرداب خون اندرون گوان غرقه گه راست گه سرنگون

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران