غرباء

لغت نامه دهخدا

غرباء. [ غ ُ رَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غریب. ( منتهی الارب ) ( دهار ). غریبان. مسافران. بیگانگان. ( منتهی الارب ). دورماندگان. مردمان غریب و بیگانه و مسافر. || مردمان فقیر و پریشان و درویش. ( ناظم الاطباء ): قوم غرباء؛ اباعد. ( اقرب الموارد ). رجوع به غریب شود.

جمله سازی با غرباء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و هم وی گفت: المحبة العمل بطاعة المحبوب. و هم وی گفت: کی زاهدان غرباً دنیااند و عارفان غرباء آخرت و هم یحیی گوید: کی او قوم دوست بود، دل ایشان در خود بسته، کسی که کسی دوست بود. دل در خود بسته دوستر بود و هم وی گفت: که هر که با دوست جز دوست بیند وی دوست ندیده است. شیخ الاسلام گفت کی: من بماندم بر یک نظاره خود نظاره گشتم یکباره در میدان نظاره‌ام یک سواره فریاد بتو از پنداره

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز