غبار شدن

لغت نامه دهخدا

غبارشدن. [ غ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غبار شدن زمین، مراد کنده شدن زمین به نعل اسبان. ( از فرهنگ سکندرنامه ) ( آنندراج ). گرد شدن. خرد و نرم شدن:
تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد
چرا غزال قناعت نمیکنی تسخیر.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گرد شدن خرد و نرم گشتن. یا غبار شدن زمین. کنده شدن زمین به نعل اسبان.

جمله سازی با غبار شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از غبار شدن گشت اینقدر معلوم که بار ما همه بر دوش ناتوانی بود

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز