غالبی
لغت نامه دهخدا
غالبی. [ ل ِ ] ( اِخ ) شاخه ای از تیره حاجیوند هیهاوند از طایفه چهار لنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 77 ).
غالبی. [ ل ِ ] ( اِخ ) ناحیه ای است در لرستان که در آن جا در امتداد شوسه بین تنگ تیر و کلهر معادن زغال سنگ کشف گردیده است.
فرهنگ فارسی
ناحیه ایست در لرستان که در آن جا در امتداد شوسه بین تنگ تیر و کلهر معادن زغال سنگ کشف گردیده است.
جمله سازی با غالبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این آژانس سهم غالبی در مدیریت بازیگران زن دارد. برای مثال، مدیریت هنرمندانی همچون یوکو تاکهاوچی و کو شیباساکی را برعهده دارد. این آژانس همچنین برای گروههای دخترانهٔ خود مانند موموئیرو کلوور زد و گروههای پسرانهٔ خود مانند گروه دیش و همچنین برای ناشر موسیقی مستقل خود به نام اسدیآر (استارداست رکوردز) شناخته میشود.
💡 ظاهرا بر زن چو آب ار غالبی باطنا مغلوب و زن را طالبی
💡 اگرچه غالبی از دشمن ضعیف بترس که تیر آه سحر بر نشانه میآید
💡 تو چو صاحب عطایی طلب منست از تو چو تو غالبی به هرکس به تو خویش میسپارم
💡 رستمی، تا چون کمان حلقه بر خود غالبی می کند گردآوری برگشتن از خود زور را
💡 ای که به حکم ناکسی تیره ز عیش غالبی خیز و ز راه داوری بال هما به گاز ده