عطیات

مترادف‌ها

بخشش‌ها، هدایا، عطوها

متضادها

دریافت‌ها، طلب‌ها

لغت نامه دهخدا

عطیات. [ ع َ طی یا ] ( ع اِ ) ج ِ عَطیة.( اقرب الموارد ). عطایا. رجوع به عطیة و عطیت شود.

فرهنگ عمید

= عطیه

فرهنگ فارسی

جمع عطیه عطایا

جمله سازی با عطیات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بگشوده فیض عام تو بر چهر ماسوی ابواب جاودانه عطیات وافرات

💡 پادشاه در پایان مراسم، عطیات و هدایای ارزشمندی را به خدمتگزاران وفادار خود تقدیم کرد تا از وفاداری و خدمات بی‌دریغ آن‌ها قدردانی کرده باشد.

💡 سازمان‌های خیریه برای ادامه فعالیت‌های خود، به عطیات و کمک‌های مالی مردم وابسته هستند که از دل پرمهر و خیرخواهانه آن‌ها سرازیر می‌شود.

💡 در اسناد قدیمی، ذکر شده است که بخشی از عطیات وارثان باید صرف کمک به نیازمندان و انجام کارهای خیرخواهانه در سطح شهر شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران