عصیان گر

لغت نامه دهخدا

عصیان گر. [ ع ِص ْ گ َ ] ( ص مرکب ) یاغی. گردنکش. سرکش. عاصی. || گناهکار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. = عاصی
۲. گناهکار.

فرهنگ فارسی

یاغی گردنکش

جمله سازی با عصیان گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهل عصیان گر تو را روز جزا حامی کنند قهر سبحانی کند تیغ جزا را در نیام

💡 چون غبار آلود دشت کربلا گردیده است گرد عصیان گر ز دامانش بیفشانی رواست

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز