عر و عر

لغت نامه دهخدا

عر و عر. [ ع َرْ رُ ع َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) حکایت آواز خر. نهیق. عرعر.
- عر و عر کردن؛ آواز برآوردن خر.
- || مجازاً و در مقام استخفاف، نسبت ناخوشایندی به آوای کسی دادن.
عر و عر. [ ع ُرْ رُ ع ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) گرفتار استفراغ و غثیان شدن. ( فرهنگ لغات عامیانه ).

فرهنگ فارسی

گرفتار استفراغ و غثیان شدن

جمله سازی با عر و عر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داندی مقری که عرعر می‌کند ترک کردی عر و عر بگریستی