لغت نامه دهخدا
( عذاة ) عذاة. [ ع َ ] ( ع اِ ) زمین خوش خاک، دور از آب و از شوری و ناگواری.( از منتهی الارب ). عذیة. ( منتهی الارب ). زمین خوش که کشت را شاید. ( مهذب الاسماء ). ج، عذوات. زمین خوش دوراز آب و دارای گیاه ناسازگار. ( از اقرب الموارد ).
( عذاة ) عذاة. [ ع َ ] ( ع اِ ) زمین خوش خاک، دور از آب و از شوری و ناگواری.( از منتهی الارب ). عذیة. ( منتهی الارب ). زمین خوش که کشت را شاید. ( مهذب الاسماء ). ج، عذوات. زمین خوش دوراز آب و دارای گیاه ناسازگار. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و لمن سلمت عذاه دعاها فی حضور من الجماعه قبلا