عذابی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَذَابِی: عذاب من
معنی صَعَداً: صعودی - آنچه دائماً بیشتر می شود (عذاب صعد آن عذابی است که دائما بیشتر میشود، و معذب را مغلوبتر میکند )
معنی نَضْطَرُّهُمْ: مضطر و ناچارشان میکنیم(عبارت "نَضْطَرُّهُمْ إِلَیٰ عَذَابٍ غَلِیظٍ" یعنی:مضطر و ناچارشان میکنیم تا با پای خود به سوی عذابی غلیظ روان شوند)
معنی صَعُوداً: گردنه صعب العبور کوه (عبارت "سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً "یعنی به زودی او را به بالا رفتن از گردنه ی عذابی بسیار سخت مجبور می کنم )
معنی عَرِمِ: سد در مقابل رودخانه، که آب را حبس میکند - باران سیل آسا (منظور از سیل عرم عذابی است که شامل مردم سبأ شد وسدی که برروی رودخانه بسته بودند شکسته شد وباعث هلاک آن قوم تبه کار گردید)
معنی نُّکُرٍ: ناآشنا - بی سابقه-بس دشوار و هولناک (کلمه نکر هم به معنای زیرکی است و هم به معنای امری دشوار است، که اذهان آن را نمیشناسد لذا به عمل زشت نیز چون نامأنوس با جامعه ی انسانی است منکر می گویند.عبارت "عَذَّبْنَاهَا عَذَاباً نُّکْراً "یعنی خدا ایشان را ع...
معنی طَائِفٌ: دور زن - گردنده - بلایی فراگیر(طائف عذاب، آن عذابی است که در شب رخ دهد و منظور از "طَائِفٌ مِّنَ ﭐلشَّیْطَانِ " وسوسه های شیطان است یا طائف از شیطان آن شیطانی است که پیرامون قلب آدمی طواف میکند تا رخنهای پیدا کرده وسوسه خود را وارد قلب کند یا آن وسو...
معنی مَعْذِرَةً: ازجهت انجام تکلیف - به جهت حجت وعذر (آیه ی "وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً ﭐللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِیداً قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَیٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ " یعنی گروهی از بنیاسرائیل [که...
معنی یَتَّقِی: حفظ می کند- نگه داری می کند (عبارت " أَفَمَن یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ ﭐلْعَذَابِ یَوْمَ ﭐلْقِیَامَةِ وَقِیلَ لِلظَّالِمِینَ ذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْسِبُونَ" یعنی:"آیا کسی که روز قیامت با صورت خود گزند عذاب را دفع کند [مانندکسی است که ایمن از عذاب...
ریشه کلمه:
عذب (۳۷۳ بار)ی (۱۰۴۴ بار)

جمله سازی با عذابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیچ دلی در نیافت، نعمت روز وصال تا به فراقش نخست، تاب عذابی نداد

💡 هجران آن نگار عذابی است بس الیم با دیدن رقیب عذابی است بر عذاب

💡 در لغت به معنای روا و جایز است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجام و ترک آن بر مکلَف مساوی است؛ نه عذابی دارد و نه پاداشی. مانند: راه رفتن. هر آنچه درموارد چهارگانه نباشد درقلمرو مباحات تلقی می‌گردد.

💡 تا موسی را ایزد فرمود که او را هنگام عذابست، عذابی کن دشوار

💡 اول سؤال گور و عذابی که دور باد وانگه به زیر خاک شدن خاک رهگذر

💡 یُرِیدُونَ میخواهند، أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ که بیرون آیندی از آتش، وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها و ایشان از آتش بیرون آمدنی نه‌اند، وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِیمٌ (۳۷) و ایشانراست عذابی پاینده.