عجرمه

لغت نامه دهخدا

( عجرمة ) عجرمة. [ ع َ رَ م َ ] ( ع مص ) شتافتن. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) صد شتر یا دو صد یا مابین پنجاه تا صد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). و بدین معنی عُرُمَة و عِجرِمَة نیز آمده است. || ( ص ) مؤنث عجرم. رجوع به عجرم شود.
عجرمة. [ ع ُ رُ م َ / ع ِ رِ م َ ] ( ع اِ ) درختی است خاردار بسیارگره. ( اقرب الموارد ). درختی است بزرگ که آن را گره ها است واز آن کمان سازند. ( معجم البلدان ). درختی است. ( منتهی الارب ). ج، عُجْرُم و عِجْرِم. || ( ص ) ماده شتر درشت سخت. الناقة الشدیدة. ( اقرب الموارد ).
عجرمة. [ ع ُ رُ م َ ] ( ع ص ) مؤنث عجرم. رجوع به عجرم شود.

جمله سازی با عجرمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازی عشق فیلمی به کارگردانی و نویسندگی فاروق عجرمه محصول سال ۱۳۴۷ است.

💡 بازی شانس فیلمی به کارگردانی فاروق عجرمه محصول سال ۱۳۴۷ است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران