عکره

لغت نامه دهخدا

( عکرة ) عکرة. [ ع َ رَ ] ( ع اِ ) اسم المرة است مصدر عکر را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عکر شود. || حمله. ( منتهی الارب ). حمله و یورش. ( ناظم الاطباء ). حمله پس از فرار. ( از اقرب الموارد ).
عکرة. [ ع َ ک َ رَ ] ( ع اِ ) پاره ای از گله شتران، یا شتر گله از پنجاه تا صد، و یا از پنجاه تا شصت و هفتاد. ( ازمنتهی الارب ). گروهی از شتران، و گویند گله بزرگ از آنها. ( از اقرب الموارد ). || بن زبان. ج، عَکَر. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || وقعوا فی عکرة؛ در اختلاط امر. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پاره از گله شتران یا شتر گله از پنجاه تا صد و یا از پنجاه تا شصت و هفتاد گروهی از شتران و گویند گله بزرگ از آنها

جمله سازی با عکره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یاسر عکره (عربی: علي ياسر عكرة؛ زادهٔ ۲ ژانویهٔ ۱۹۸۵) یک ورزشکار اهل سوریه است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران