عجاز

لغت نامه دهخدا

عجاز. [ ع ِ ] ( ع اِ ) پی که بدان قبضه شمشیر بندند. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پی که بدان قبضه شمشیر بندند

جمله سازی با عجاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاخ گل چون آستین موسی از عجاز وقت صد ید بیضا به برگ گل نماید آشکار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران