عبدالحلیم
لغت نامه دهخدا
عبدالحلیم. [ ع َ دُل ْ ح َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲالنابلسی الشویکی. مردی فاضل بود وبه ادب اشتغال داشت. در الازهر به تحصیل پرداخت و درنابلس سکونت جست سپس به عکا رفت و نزد حاکم عکا مکانتی یافت و به سال 1185 هَ. ق. درگذشت. او را رساله ای است در علم کلام و شرح سنوسی. ( از الاعلام زرکلی ).
فرهنگ فارسی
یکی از امرای بنی مرین مراکش (۷۶۳ ه.ق./ ۱۳۶۱ م. )
ابن عبدالله النابلسی الشویکی مردی فاضل بود و بادب اشتغال داشت در الازهر به تحصیل پرداخت و در نابلس سکونت جست سپس به عکا رفت و نزد حاکم عکا مکانتی یافت و بسال ۱۱۸۵ ه ق در گذشت او را رساله ایست در علم کلام و شرح سنوسی
فرهنگ اسم ها
اسم: عبدالحلیم (پسر) (عربی) (تلفظ: abdolhalim) (فارسی: عبدالحليم) (انگلیسی: abdolhamim)
معنی: بنده پروردگار که حلیم و بردبار است، بنده ی خدای بردبار
جمله سازی با عبدالحلیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ویلیام فینچ، گردشگر و تاجر انگلیسی که در سال ۱۶۰۸ از امپراتوری گورکانی هند بازدید کرد، نخستین کسی است که به داستان انارکلی اشاره کرده است. اصل داستان به نوشتههای نویسنده هندی، عبدالحلیم شرر باز میگردد.
💡 آقای عبدالحلیم که یکی از استادان برجسته دانشگاه است، سالها در زمینه علوم پایه تحقیق و تدریس کرده و مقالات زیادی منتشر نموده است.
💡 در طول سالها همکاری، عبدالحلیم ثابت کرد که فردی بسیار باانگیزه و مسئولیتپذیر در انجام وظایف محوله در محیط کار است.
💡 داستان زندگی عبدالحلیم الهامبخش بسیاری از جوانانی است که میخواهند با تلاش و پشتکار خود به موفقیتهای بزرگ در زندگی دست یابند.