لغت نامه دهخدا
عالم ملک. [ ل َ م ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عالم اجسام و شهادت است و گاه عالم وجود بطور مطلق و کلی اراده میشود. رجوع به اسفار ج 3 ص 65 و به عالم شهادت شود.
عالم ملک. [ ل َ م ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) عالم اجسام و شهادت است و گاه عالم وجود بطور مطلق و کلی اراده میشود. رجوع به اسفار ج 3 ص 65 و به عالم شهادت شود.
عالم اجسام و شهادت است و گاه عالم وجود بطور مطلق و کلی اراده میشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از شهان مر وراست در عالم ملک میراث و ملک تیغ به هم
💡 به گرد عالم ملک آمد آن بنان و قلم که قصر ملک به تاییدش استوار اِستاد
💡 دگر خود عالم ملک و شهادت که خلق است آن بلانقص و زیادت
💡 نخستین عالم ملک است از آن دگر ملکوت و پس جبروت و اعیان
💡 بود مجلای خامس عالم ملک بکشف صوری اینجا بین یم و فلک
💡 اما چو جمله عالم ملک تو است کلی بیرون ز ملکت خود دیگر که را فریبی