طپید

لغت نامه دهخدا

طپید. [ طَ ] ( اِ ) چیزی باشد که از جایی جهد. طبید. رجوع به طبید شود.

فرهنگ فارسی

چیزی باشد که از جایی جهد

جمله سازی با طپید

💡 فتاد از کفم ابریق و بند تکمه گسست دلم طپید و رخم زرد گشت و روحم کاست

💡 چون مرغ دلم به دام هستی در شد چندانکه طپید بند محکم تر شد

💡 بسینه دل که طپید از خیال غمزه تو کبوتری است که شاهین هم آشیان دارد

💡 در خون طپید جسمم تا دامنش گرفتم بر لب رسید جانم تا خدمتش رسیدم

💡 عرش آن زمان طپید که میگفت و می گریست بیمار اهل بیت به سردار اهل بیت