طلوب
مترادفها
مطلوب، خواسته، مورد نیاز
لغت نامه دهخدا
طلوب. [ طَ ] ( ع ص ) طالب.بسیار خواهنده. ج، طُلب. ( منتهی الارب ):
اینچنین پیچیده مطلوب و طلوب
اندر این لعبند مغلوب و غلوب.مولوی.
طلوب. [ طَ ] ( اِخ ) چاهیست نزدیک سمیراء در راه حاج، آبی پاکیزه و نزدیک بسطح زمین دارد. ( معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
خواهنده، خواستار.
جمله سازی با طلوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلوۀ خوب هم بخوب بود زانکه او خوب را طلوب بود
💡 ولم یخسر طلوب فی فنائی ولم یمکن خلاف فی وعودی