طبلی

لغت نامه دهخدا

طبلی. [ طَ ] ( ص نسبی ) منسوب به طبل.
- استسقاء طبلی؛ نوعی از استسقاء، و آن بیماریی باشد که شکم بیمار بیاماسد و از هر سوی بکشد، و چون بر آن زنند آوای کوس کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به طبل. یا استسقائ طبلی. نوعی استسقائ و آن بیماریی باشد که شکم بیمار بیاماسد و از هر سوی بکشد و چون بر آن زنند آوای طبل کند.

جمله سازی با طبلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روبهی اشکار خود را باد داد بهر طبلی همچو خیک پر ز باد

💡 چو از نان طبلی تهی شد تنم چو طبل از طپانچه خوری نشکنم

💡 تو چون طبلی که بانگت سهمناکست و لیکن در میانت باد پاکست

💡 باطن از معنیت پاک و ظاهر از دعوی پلید چون تهی طبلی پر از آواز از زخم دوال

💡 چو هیاهوی برآری و نبینند سپاهی بشناسند همه کس که تو طبلی و دوالی

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز