طاله
مترادفها
تقدیر، سرنوشت، اقبال، ستاره
متضادها
بدبختی
لغت نامه دهخدا
( طالة ) طالة. [ ل َ ] ( ع اِ ) ماده خر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
ماده خر
جمله سازی با طاله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خیر مقدم ای همایون طاله برج شرف ملک هستی زیب و فر زان طلعت غرا گرفت