لغت نامه دهخدا
طاقستان. [ ق ِ ] ( اِ مرکب ) زمین طاقناک. رجوع به طاق شود: عادیة؛ شتران ماننده در طاقستان که بشوره گیاه میل نکنند. ( منتهی الارب ).
طاقستان. [ ق ِ ] ( اِ مرکب ) زمین طاقناک. رجوع به طاق شود: عادیة؛ شتران ماننده در طاقستان که بشوره گیاه میل نکنند. ( منتهی الارب ).
( اسم ) زمین پر طاق ( درخت ) طاقناک
زمین طاقناک عادیه
💡 کفه طاقستان یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر راشه استان اصفهان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سنگ تزئینی است.
💡 آندزیت خضرآباد یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر کفه طاقستان استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، آندزیت است. و دیرینگی آن به دوران ائوسن میرسد.
💡 زرو و ابرقو یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر کفه طاقستان استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
💡 مزرعه صدر یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر کفه طاقستان استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
💡 کفه طاقستان ۱ یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر راشه استان اصفهان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سنگ تزئینی است.
💡 چاه خطب یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر کفه طاقستان استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.