لغت نامه دهخدا
ضی. [ ض َی ی ] ( ع مص ) ضوی. فراهم آمدن. || جای گرفتن و پناه بردن بکسی. || درآمدن در شب. ( منتهی الارب ).
ضی. [ ض َی ی ] ( ع مص ) ضوی. فراهم آمدن. || جای گرفتن و پناه بردن بکسی. || درآمدن در شب. ( منتهی الارب ).
ضوی. فراهم آمدن. یا جای گرفتن و پناه بردن به کسی. تاب. روشنائی.
💡 از سه حرف است بعد وحی عالم عینی تمام وان سه لام است و فی و ضی افضل ایمای من