صیدگر

لغت نامه دهخدا

صیدگر. [ ص َ / ص ِ گ َ ] ( ص مرکب ) صیدگیر. شکارچی. صیاد. شکارگر:
صیدگری بود عجب تیزبین
بادیه پیمای و مراحل گزین.نظامی.صیدگری دام به صحرا کشید
بر سر ره رخت تمنا کشید.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

صیاد، شکارچی.

جمله سازی با صیدگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا باز به داغ دگرم جان بگدازد از بهر فریب دلم آن صیدگر آمد

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز