لغت نامه دهخدا
صدیقان. [ ص ِدْ دی ] ( اِ ) ج ِ صدیق:
عالم اندر میانه جهال
مثلی گفته اند صدیقان.سعدی ( گلستان ).اگر من خدای را عز و جل چنین پرستیدمی که توسلطان را، از جمله صدیقان بودمی. ( گلستان چ فروغی جزو کلیات چ بروخیم ص 46 ).
صدیقان. [ ص ِدْ دی ] ( اِ ) ج ِ صدیق:
عالم اندر میانه جهال
مثلی گفته اند صدیقان.سعدی ( گلستان ).اگر من خدای را عز و جل چنین پرستیدمی که توسلطان را، از جمله صدیقان بودمی. ( گلستان چ فروغی جزو کلیات چ بروخیم ص 46 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسنات صدیقان اشتیاقیست وا دیدار مولی. زاهدان را خدمت است بر سنّت، مریدان را معرفت است در مشاهدت، صدیقان را ثنا است در حقیقت. اینست نهایت روش سالکان، و غایت رتبت صدّیقان، و آغاز جذبه حق. مصطفی (ص) برین مقام بود که زبان ثنا بگشاد، بنعت دهشت گفت: «لا احصی ثناء علیک، انت کما اثنیت علی نفسک».
💡 طبقه اول صدیقان بودند که هرچه داشتند فدا کردند و گفتند، «از دویست درم پنج درم دادن کار بخیلان باشد، بر ما واجب آن بود که همه بدهیم در دوستی دوست»، چنان که ابوبکر جمله مال بداد رسول گفت، «عیال را چه باز نهادی؟» گفت، «خدای و رسول خدای»، و عمر یک نیمه بیاورد، گفت، «عیال را چه گذاشتی؟» گفت، «نیمی»، رسول (ص) گفت، «بینکما کلمتیکما، تفاوت درجه شما همچون تفاوت سخن شماست.»
💡 خون صدیقان ازین حسرت بریخت آسمان بر فرق ایشان خاک بیخت