لغت نامه دهخدا
صدرطلب. [ ص َ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) جوینده صدر. کسی که طالب بالانشینی است.
صدرطلب. [ ص َ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) جوینده صدر. کسی که طالب بالانشینی است.
( صفت ) کسی که طالب بالا نشینی است جوینده صدر.
💡 هر که این بالش و این صدر طلب کرد همی از پی سود طلب کرد نه از بهر زیان