لغت نامه دهخدا
صبح سوزی. [ ص ُ ] ( حامص مرکب ) افروختن صبح:
یا آه عاشق بود خود بر صبح سوزی نامزد
کان تیر آتش پاش زد بدْرید خفتان صبح را.خاقانی.
صبح سوزی. [ ص ُ ] ( حامص مرکب ) افروختن صبح:
یا آه عاشق بود خود بر صبح سوزی نامزد
کان تیر آتش پاش زد بدْرید خفتان صبح را.خاقانی.
افروختن صبح.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا آه عاشق بود خود بر صبح سوزی نامزد کان تیر آتش پاش زد بدرید خفتان صبح را