لغت نامه دهخدا
شیشه گردن. [ شی ش َ / ش ِ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) کنایه از بی عقل و احمق باشد. ( انجمن آرا ) ( ازفرهنگ اوبهی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
این شیشه گردنان که از این خیمه کبود
بینام چون قرابه به گردن طنابشان.خاقانی.
شیشه گردن. [ شی ش َ / ش ِ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) کنایه از بی عقل و احمق باشد. ( انجمن آرا ) ( ازفرهنگ اوبهی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
این شیشه گردنان که از این خیمه کبود
بینام چون قرابه به گردن طنابشان.خاقانی.
ابله، احمق، بی عقل.
کنایه از بی عقلی و احمق باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا شیشه گردن از سر دیوار خم کشید مستان بغل گشاده دویدند همچو صبح