شاه گیر
لغت نامه دهخدا
شاه گیر. ( نف مرکب ) گیرنده و اسیرکننده پادشاه. ( ناظم الاطباء ):
گر او را کمندی بود ماه گیر
مرا هم کمندی بود شاه گیر.نظامی.|| ( ن مف مرکب ) که شاه او را گرفته باشد.
جمله سازی با شاه گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهان پهلوان قارن شاه گیر بیامد بجای نیایش چو تیر
💡 نزاری پی خاطر شاه گیر نه در خاطر از دشمن اکراه گیر
💡 رو چو بوذر پیشوا چون شاه گیر تا شوی بر اهل معنی تو امیر