شاه طلب

مترادف‌ها

طماع، زیاده‌خواه، پرطلب

لغت نامه دهخدا

شاه طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) او که شاه جوید. شاه جو. شاه خواه. خواستار و جویای شاه.

فرهنگ فارسی

او که شاه جوید شاه جو

جمله سازی با شاه طلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وز آن پس بفرمود بیدار شاه طلب کردن شاه توران سپاه

💡 این رستوران با ارائه غذاهای شاه طلب و استفاده از مواد اولیه بسیار باکیفیت، توانسته است مشتریان خاص و خوش‌سلیقه خود را جذب کند.

💡 او همیشه به دنبال پوشیدن لباس‌هایی با دقت ساخت بسیار بالا و ظرافت شاه طلب بود تا در مجالس رسمی بدرخشد.

💡 طراحی این ویلای مجلل با استفاده از سنگ‌های کمیاب و دکوراسیون شاه طلب، نشان‌دهنده سلیقه بسیار عالی و سطح بالای مالک آن است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران