لغت نامه دهخدا
شاه طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) او که شاه جوید. شاه جو. شاه خواه. خواستار و جویای شاه.
شاه طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) او که شاه جوید. شاه جو. شاه خواه. خواستار و جویای شاه.
او که شاه جوید شاه جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز آن پس بفرمود بیدار شاه طلب کردن شاه توران سپاه