لغت نامه دهخدا
شاه فرنگ. [ هَِ ف َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در تداول کودکان بر برنده نذر و شرط اطلاق شود. غالب بر حریف. و در تداول کودکان مثل است: هر که فلان کار کرد شاه فرنگ است. ( یادداشت مؤلف ).
شاه فرنگ. [ هَِ ف َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در تداول کودکان بر برنده نذر و شرط اطلاق شود. غالب بر حریف. و در تداول کودکان مثل است: هر که فلان کار کرد شاه فرنگ است. ( یادداشت مؤلف ).
در تداول کودکان بر برنده نذر و شرط اطلاق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرستاده ای را ز شاه فرنگ درآنجای بد رفت از روی رنگ