شاه باش

لغت نامه دهخدا

شاه باش. ( اِ مرکب ) شاباش در تداول عامه. سکه یا نقل که بر سر داماد و عروس نثار کنند. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به باش شود.

فرهنگ فارسی

یا شاباش در تداول عامه سکه یا نقل بر سر داماد و عروس.

جمله سازی با شاه باش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رو به شهر خویش آنجا شاه باش صاحب تاج و نگین و گاه باش

💡 دیر باش و دیر زی وکام جوی وکام یاب شاه باش و شاد زی و مملکت گیر و بدار

💡 دلشاد باش و کامروا باش و شاه باش با چشم همچو نرگس و با زلف عنبری

💡 آن زمان خواه شاه باش و خواه فقیر از همه عالم تو باشی بی‌نظیر

💡 جاوید شاد باش و خداوند و شاه باش عالم همی ‌گذار و ز عالم مکن ‌گذر

💡 شاد باش و به دل نیک همه نیکی یاب شاه باش و زخداوندهمه نیکی بین

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز