شاه بابک

لغت نامه دهخدا

شاه بابک. [ ب َ ] ( اِ مرکب )برنوف. ( تذکره انطاکی ) ( تاج العروس ). آن گیاهی است که در مصر بسیار باشد طلای عصاره آن در محلول نیلنج بر مفاصل کودکان و نیز نوشیدن یک درهم از آن در شیر مادر نافع صرع است و بوییدن برگ آن دافع زکام و سدهای دماغ و نافع امغاص اطفال که از ریاح بارده باشد. قاطع سیلاب لعاب دهان. برم. قیصوم. شاهفانج. جمسفرم بری. شجره ابراهیم. شجره ٔمریم. و رجوع به شابانج و شابانک و شابابج و مفردات ابن ابیطار و تذکره داود ضریر انطاکی ص 213 شود.

فرهنگ فارسی

برنوف آن گیاهی است که در مصر بسیار باشد طلای عصاره آن در محلول نیلنج بر مفاصل کودکان و نیز نوشیدن یکدرهم از آن در شیر مادر نافع صرع است و بوییدن برگ آن دافع زکام و سد های دماغ و نافع امغاص اطفال که از ریاح بارده باشد قاطع سیلاب لعاب دهان.

جمله سازی با شاه بابک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو آن نامهٔ شاه بابک بخواند بسی خون مژگان به رخ برفشاند

💡 شاه بابک به عنوان یکی از بزرگترین رهبران مقاومت در برابر حاکمان عباسی شناخته می‌شود که توانست سال‌ها با نیروهای خود با آن‌ها مبارزه کند.

💡 داستان‌های تاریخی مربوط به مبارزات شاه بابک، همواره در میان مردم منطقه بازگو می‌شود تا یاد و خاطره ایستادگی او در برابر ظلم زنده بماند.

💡 بسیاری از مورخان معتقدند که استراتژی‌های نظامی شاه بابک در جنگ‌های بزرگ آن دوران، نمونه‌ای از هوشمندی و مدیریت عالی در شرایط بسیار دشوار بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران