شال و کلاه
مترادفها
راهی شدن، روانه شدن
لغت نامه دهخدا
شال و کلاه. [ ل ُ ک ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )اصطلاحاً لباس رسمی وزراء و مستوفیان که در روزهای بار به عصر ملوک قاجار می پوشیدند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
اصطلاحا لباس رسمی وزرائ و مستوفیان که در روز های بار بمصر ملوک قاجار می پوشیدند.
جمله سازی با شال و کلاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حالی آن چاقچو رو شال و کلاه چون به سر بر نهند و بر ساقم
💡 سپاهیان با تمام تجهیزات و اسلحه خود، شال و کلاه کرده و آماده بودند تا در سپیدهدم برای نبرد نهایی با دشمن به سوی مرزها حرکت کنند.
💡 مسافران برای سفر طولانی خود به کوهستان، تمام وسایل لازم از جمله لباس گرم و آذوقه را شال و کلاه کرده و راهی مسیرهای دشوار شدند.
💡 تیم تحقیقاتی با تمام امکانات علمی و دوربینهای پیشرفته، شال و کلاه کرده بودند تا بتوانند در اعماق جنگلهای استوایی، گونههای جدید حیات وحش را کشف کنند.