لغت نامه دهخدا
شاخ مرجان. [ خ ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تکه یا شاخه ای از مرجان. رجوع به مرجان شود.
شاخ مرجان. [ خ ِ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تکه یا شاخه ای از مرجان. رجوع به مرجان شود.
تکه یا شاخه ای از مرجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بکان گهر شاخ مرجان نشاند گهر سفت و یاقوت بیرون فشاند
💡 شبی نمی شود از شور سیل مژگانم که خون به تن نشود خشک، شاخ مرجان را
💡 چون تیزی نیش در رگانش پیوست از کان بلور شاخ مرجان برجست
💡 دو صد شاخ مرجان به زر کرده بند که هر شاخ از آن بد درختی بلند
💡 چون تیزی نیش بر رگ او پیوست از کان بلور شاخ مرجان برجست
💡 یاقوت خونش کرد چون شاخ مرجان سمّ هیونش کرد چون درّ منثور