سگ زن

لغت نامه دهخدا

سگ زن. [ س َ زَ ] ( اِ مرکب )نوعی از تیر باشد که پیکان آن بغایت تیز و باریک باشد. تیر کوچکی است که آن را به عربی کثاب گویند. ( رشیدی ). الکثاب. تیر سگ زن. ( مهذب الاسماء ):
بس دوخته سگ زنت چو سوزن
در زهره جگر مبتران را.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 34 ).ناوک اندازم و سگزن لیک خصمش چون سگ است
هرچه من بر وی زنم درحال سگ زن میشود.شرف شفروه ( از آنندراج ).ز بیم سگزن خیل تو در جهان فراخ
بکوهسار در آهو گزیده گوشه تنگ.نجیب الدین جرفادقانی.رجوع به سک زن شود.

فرهنگ عمید

نوعی تیر که پیکان آن باریک و نوکش تیز بوده.

فرهنگ فارسی

نوعی از تیر کوچک که پیکان آن به غایت باریک و تیز است.

جمله سازی با سگ زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از شست طبع تیر هجا می زنم بر او دانی که چیست شعر من امروز سگ زن است

💡 بمیرد آن سگ زن روسبی به مرگ سگان اگرچه گوید با شیر نر به پیکارم

💡 عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توست شرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز خدای

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز