سلایق

لغت نامه دهخدا

سلایق. [ س َ ی ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سلیقه به معنی سرشت و نشان و جز آن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= سلیقه

فرهنگ فارسی

جمع سلیقه
( اسم ) ۱ - طبع سرشت نهاد. ۲ - ذوق در انتخاب اشیا ( خانه لباس اثاثه منزل و غیره ). ۳ - حس تشخیص خوبی و بدی در هنر و حسن انتخاب و احساس برتری و خوبی هنری ذوق جمع: سلایق سلائق.
بمعنی سرشت و نشان و جز آن

جمله سازی با سلایق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برای راضی کردن سلایق متنوع، امروزه در طراحی برخی بیکینی‌ها از زیورآلات فلزی و سنگی استفاده می‌شود. همچنین برای پاسخ به میزان بالای تقاضا، برخی تولیدکنندگان خدمات تولید هنگام درخواستی را عرضه می‌کنند که می‌تواند بیکینی درخواستی را در هفت دقیقه آماده سازد.

💡 گاردنر با شهرتی که به سلایق شیک و رفتارهای نامتعارف داشت، اخبار بسیاری را برای ستون‌های شایعات آن زمان ایجاد کرد.

💡 رای‌دهنده میانه، رای‌دهنده‌ای است که سلایق او در وسط سایر رای‌دهندگان قرار دارد. در نتیجه، تعدادی مساوی از سایر رای‌دهندگان یا بیشتر از او مقدار کالای عمومی را ترجیح می‌دهند یا کمتر از او.

💡 انگلیکان‌ها در بسیاری از نقاط دنیا با کلیساهای لیبرال پروتستان ترکیب شده‌اند و با توجه به شباهت‌های بسیار زیاد از نظر سلایق سیاسی، انتخاباتی، ترکیب شغلی و تحصیلی با پروتستان‌های لیبرال در مطالعات جامعه‌شناسی محض به عنوان بخشی از پروتستان‌های لیبرال طبقه‌بندی می‌شوند. با این وجود این مذهب از نظر تاریخی، سازمانی و آئینی کاملاً از پروتستان‌های لیبرال مجزاست.

💡 حیطه عمل در بازاریابی به‌طور کلی به دو بخش قابل کنترل و غیرقابل کنترل تقسیم‌بندی می‌گردد. عوامل قابل کنترل شامل سیاست‌های کالا و خدمات، برنامه فروش، قیمت‌گذاری و توزیع است که آمیخته بازاریابی شرکت نام دارد و مستقیماً تحت کنترل و برنامه‌ریزی خود شرکت است. شرکت می‌تواند بر اساس شرایط رقابتی بازار، محدودیت‌های قانونی، سلایق مصرف‌کنندگان و استراتژی خود برنامه آمیخته بازاریابی را تدوین و اجرا کند.