سرگرایی
مترادفها
تفریح، سرگرمی
فرهنگ عمید
سرپیچی، سرکشی، نافرمانی.
جمله سازی با سرگرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شمشیر او سرگرایی گرفت تن از سر سراز تن جدایی گرفت
تفریح، سرگرمی
سرپیچی، سرکشی، نافرمانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شمشیر او سرگرایی گرفت تن از سر سراز تن جدایی گرفت