سبک خرد

لغت نامه دهخدا

سبک خرد. [ س َ ب ُ خ ِ رَ ] ( ص مرکب ) کم خرد و احمق و ساده لوح. ( آنندراج ). سفیه. مَعْتوه. ( منتهی الارب ):
کسی که گوید من چون توام بفضل و هنر
سبک خرد بود و یافه گوی و هرزه درای.فرخی.جز آن سبک خرد شوربخت سوخته مغز
که غره کرد مر او را بخویشتن شیطان.فرخی.

فرهنگ عمید

سبک عقل، کم خرد، ساده لوح: جز آن سبک خرد شوربخت سوخته مغز / که غره کرد مر او را به خویشتن شیطان (فرخی: ۳۲۷ ).

فرهنگ فارسی

کم خرد و احمق و ساده لوح سفیه

جمله سازی با سبک خرد

💡 جز آن سبک خرد شور بخت سوخته مغز که غره کرد مر او را به خویشتن شیطان

💡 کسی که گوید من چون توام به فضل و هنر سبک خرد بود و یافه گوی و ژاژ درای