سال قحط

لغت نامه دهخدا

سال قحط. [ ل ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سال که در آن هیچ یافت نشود. عام سَنیت. ( منتهی الارب ). مُسنِت. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

سال که در آن هیچ یافت نشود

جمله سازی با سال قحط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مصریان را چهر یوسف قوت جان شد سال قحط یار هم ما را ز روی ومو نهار وشام داد

💡 ای خداوندی که اندر خشک سال قحط جود پخته شد از آب انعام تو نان گرسنه

💡 حسن یوسف قوت جان شد سال قحط آمدیم از قحط ما هم سوی تو

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
حموز یعنی چه؟
حموز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز