ساز گرمابه

لغت نامه دهخدا

ساز گرمابه. [ زِ گ َ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسباب حمام. رخت حمام:
گاه روز او چو بخت من برخاست
ساز گرمابه کرد یک یک راست.نظامی ( هفت پیکر ).رجوع به ساز شود.

فرهنگ فارسی

اسباب حمام

جمله سازی با ساز گرمابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه روز او چو بخت من برخاست ساز گرمابه کرد یک یک راست

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز