لغت نامه دهخدا
ساز جنگ. [ زِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سلاح. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). || عُدّت. ( دهار ). رجوع به ساز شود.
ساز جنگ. [ زِ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سلاح. ( دهار ) ( ترجمان القرآن ). || عُدّت. ( دهار ). رجوع به ساز شود.
سلاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپه سازی و ساز جنگ آوری که اکنون دگرگونه شد داوری
💡 به میدان فرستید با ساز جنگ بجویند نزدیک ما نام و ننگ
💡 سوی حرب گه تاخت با ساز جنگ بر انسان که نخجیر جوید پلنگ
💡 کمند و کمان دادشان ساز جنگ زره زیر و زافراز پرم پلنگ
💡 بفرمود تا ساز جنگ آورند در آن کینه جستن درنگ آورند
💡 بپوشید یکسر همان ساز جنگ برون تاخت مانند شیر و پلنگ