سابی

لغت نامه دهخدا

سابی. ( اِخ ) رودخانه ای است در افریقای شرقی که از سلسله جبال ایران سر چشمه میگیرد و پس از طی مسیری بطول 800 هزارگز باقیانوس هند می پیوندد. مصب این رودخانه در موسم طغیان آب دو تا سه هزارگز عرض دارد و بعلت سرعت جریان آب برای کشتی رانی مناسب نیست. در موسم خشکسالی عرض آب به 30 گز میرسد.

فرهنگ فارسی

رودیست در افریقای جنوبی مصب از کانال موزامبیک. این رود از ماشونا ( ردزیای جنوبی ) سرچشمه می گیرد و پس از طی مسیری بطول ۸٠٠ کیلومتر باقیانوس هند می ریزد. مصب آن در موسم طغیان آب ۲ تا ۳ کیلومتر عرض دارد و بسبب سرعت جریان آب برای کشتی رانی مناسب نیست. بهنگام خشکسالی عرض آب به ۳٠ متر میرسد.
رودخانه ای است در افریقای شرقی که از سلسله جبال ایران سرچشمه میگیرد

جمله سازی با سابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اونگجین موقعیت خود را تا زمان انتقال پایتخت بکجه به شهر سابی در سال ۵۳۸ که توسط پادشاه سئونگ انجام شد حفظ کرد. دوره اونگجین به عنوان دوره احیای قدرت ملی و ثبات سیاسی بکجه شناخته می‌شود.

💡 بیشتر نقشه‌های دوره سه پادشاهی نشان می‌دهد که بکجه استان‌های چونگچونگ و جولا، هسته اصلی کشور در دوره‌های اونگجین و سابی را اشغال کرده‌است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز