راست بیان

لغت نامه دهخدا

راست بیان. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بیان کننده براستی. راستگو. صادق القول. راست گفتار:
وصف تو آن است کز زبان توگفتم
من بمیان ترجمان راست بیانم.سوزنی.

فرهنگ فارسی

بیان کننده به راستی راستگو

جمله سازی با راست بیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درست و راست بیان می کنم و حَمداً للهِ چو راویانِ منافق نه کاذبیم و نه سارق

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز