راه نوشتن
مترادفها
شیوه نگارش، طرز نوشتن
لغت نامه دهخدا
راه نوشتن. [ ن َ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) راه پیمودن. راه نوردیدن. ( بهار عجم ). راه نبشتن. راه پیمودن. راه سپردن. راه پوییدن. راه رفتن. راه نوردیدن. ( از آنندراج ). راه پیمودن. ( ارمغان آصفی ). طی طریق کردن. و رجوع به راه نوردیدن و ره نوردیدن و راه پیمودن و راه رفتن و راه نبشتن شود.
فرهنگ فارسی
راه پیمودن. راه نوردیدن. راه نبشتن. راه پیمودن.
جمله سازی با راه نوشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افزون بر این شش تن، فردوسی از کسان دیگری نیز یاد میکند مانند ابومنصور عبدالرزاق، دقیقی، دوست مهربان شاعر در دیباچه و علی دیلم و بودلف در پایان شاهنامه، اما هیچکدام را نمیتوان ستایش پنداشت. عروضی علی دیلم را از بودلف جدا میشمارد. عروضی مینویسد که علی دیلم، شاهنامه را در هفت جلد برای فردوسی پاکنویسی کرده و ابودلف راوی وی بودهاست. با نگرش به گفتهٔ عروضی، گویا این دو تن از راه نوشتن و بازگویی شاهنامه برای بزرگان توس، مزدی هم دریافت میکردهاند.