رنا
لغت نامه دهخدا
رنا. [ رَ ] ( ع مص ) شادمان گردیدن. ( از منتهی الارب ). شاد شدن. ( از اقرب الموارد ). رُنُوّ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). رَنْو. ( متن اللغة ). || پیوسته به سکون چشم نگریستن. ( از منتهی الارب ). پیوسته بسوی کسی به نگاه ساکن و ثابت نگریستن. ( از اقرب الموارد ). || با اشتغال دل و چشم و غلبه هوی به حدیث کسی توجه داشتن. ( از متن اللغة ). || از چیزی تغافل داشتن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || ( اِ ) چیزی که در وی نگرند از جهت خوبی و حسن آن. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شادمان گردیدن شاد شدن رنو
فرهنگ اسم ها
اسم: رنا (دختر) (عربی) (تلفظ: ranā) (فارسی: رَنا) (انگلیسی: rana)
معنی: شاد شدن، خوشحال گردیدن، نشاط، شادمان گردیدن، چیزی که در وی نگرند از جهت خوبی و حسن آن، جمال
فرهنگستان زبان و ادب
{RNA} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← ریبونوکلئیک اسید
جمله سازی با رنا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به عالیجناب، شاگرد مغازه، ۳۰ قیراط خوشبختی، از دوشنبهها بیزارم، رنا و دکتر مورک اشاره نمود.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به شوهرم امشب چه میکند؟، قلب مادر، جهنم و رنا اشاره نمود.