زبان قلم

لغت نامه دهخدا

زبان قلم. [ زَ ن ِ ق َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوک قلم. که در این شعر به تیغ آخته تشبیه شده:
من بدین آخته زبان قلم
گفت خواهم ز دوستان قلم.مسعودسعد.|| بیان قلم. زبان کتابت. دلالت کتابت.

فرهنگ فارسی

نوک قلم زبان کتابت بین قلم

جمله سازی با زبان قلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم چون زبان قلم گشته شق ز ربط دورویان به هم چون ورق

💡 اگر زبان قلم را هزار جا ببرم بشکوه ات چو رسد قصه مختصر نکند

💡 ترا بر زبان قلم نایم اما غمت کرده نام مرا زیب دفتر

💡 همیشه تا که رود بر سر زبان قلم بیان دایره و بحث نقطه ی موهوم

💡 کند از زبان قلم گفتگوی رود از رگ خامه آبش به جوی

💡 ماجرای غم عشق تو چنان نیست که من بر زبان قلم سرزده تحریر کنم

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز